خانه » سرگرمی » شعر سیزده بدر

شعر سیزده بدر

شعر سیزده بدر

 عید است و زمین تـازه مسلمان شده است
 از بـرکت عشـــق، دلـم گلستان شده است
 گـر سیـزده عیـد گـره زنی سبــزی را
 بخــت تــــو بلنــد و درد درمان شده است

شعر سیزده بدر

 بعد از تو سالهاست زندگی نحس است
 چگونه سیزده را به در بکنم؟!
 من سالهاست سبزه ای گره نزدم
 شرم بر من
 بعد از تو آرزویی اگر بکنم
 صفای سیزده بدر

شعر سیزده بدر

 اگه سیزده بدر هر سال تو آرزوی من بودی
 امسال خودم آرزوی خودمم
 تو منو آرزو کن

شعر سیزده بدر

 و تو
 می روی
 بی من
 که گره بزنی
 سبزه ی تمام خاطره هامان را
 و دور کنی از خودت
 تمام مرا
 سیزده فرصت خوبی است
 برای دور کردن نحسی
 شاید هم حق داری
 گره بزن تمام خاطره هامان را
 شاید سال خوبی باشد
 برایت
 بی من…

شعر سیزده بدر

 همه می روند به باغ، سیـزده به در کنند
 از بد و آفت و شر، به صحت گـذر کنند !
 چون که از نگاهشان، نحس و نامبارک است
 سیـزده! و باید از، این عدد حذر کنند !
 سیزده مثل من است! بدشگون و بدبیار
 بی گناه به چشم بـد، سوی او نظر کنند !
 من و این عدد فقط، جـرممان بخت بـد است
 تا که می رسند به ما، فکر بـد به سر کنند !
 وای از این خیال بد، که به ناروا بـرند
 هرچه و هرکه بـود، ریشه اش تـبر کنند

شعر سیزده بدر

 آمدی نحسی سیزده را به در کنی
 آمدی نحسی‌ات را در میان ما خوش یُمن کنی
 پس با کفش‌هایت روی پشت من نیا
 پاهایت را با آب و گلابی بشور
 نمی‌خواهم پاهای بودارت را روی پشتم حس کنم
 به کنار نحر آب آمدی
 یادت باشد، آب را گل نکنی
 اینجا ماهی ای برای صید نیست
 از چشمه‌های زلال و پاک
 آب جویبار به اینجا رسیده است
 در کنارش لحظه‌ای بنشین و به صدای بی کلام موسیقی آب گوش کن
 گوش‌هایت را بازکن و چشم‌هایت را به روی
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

10 + چهار =

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز