خانه » مذهبی » زندگی نامه ولادت شهادت القاب همسر و فرزندان امام حسن عسکری

زندگی نامه ولادت شهادت القاب همسر و فرزندان امام حسن عسکری

زندگینامه امام حسن عسکری / تولد و ولادت امام حسن عسکری

زندگی نامه ولادت شهادت القاب همسر و فرزندان امام حسن عسکری

ابومحمد حسن بن علی عسکري علیهما السّلام یازدهمین امام شیعیان است که در ماه ربیع ثانی سال 231 یا 232 هجری چشم به جهان گشود. پدر ایشان امام هادی علیه السلام و مادر ایشان حُدَیث یا حديثه خاتون بودند. حضرت پس از شهادت پدر بزرگوارشان در سال 254 به امامت رسیدند و در سال 260 هجری به وسیله زهری که به دستور معتمد عباسی به ایشان خورانده شد به شهادت رسیدند.ایشان پدر حجت خدا بر زمین،امام زمان عجل الله فرجه الشریف می باشند.

ولادت حضرت

تاریخ تولد آن حضرت در ربیع الثانی- روز دهم [۱] یا هشتم [۲] یا چهارم[۳] – سال 232- به نقل خطیب [۴] 231- چشم به جهان گشود و 28 سال زندگی کرد. [۵] ابن خلّکان تولد ایشان را روز پنجشنبه یکی از ماههای سال 231 دانسته و قول دیگری را نیز که ششم ربیع الآخر سال 232 می‌باشد، نقل کرده است. [۶] مسعودی سن آن حضرت را به هنگام شهادت 29 سال دانسته است. [۷] بنابراین او باید تولد آن حضرت در سال 231 را معتبر بداند. در اینکه کدام سرزمین با ولادت حضرت متبرك شد میان مورخان اختلاف است و دو نظر ارائه شده است:

  1. مدینه [۸]
  2. سامرا[۹]

در روز هفتم ولادت حضرت نیز امام هادي علیه السلام – موهاي سرشان را تراشیدند و همسنگ آن طلا – یا نقره – به فقرا صدقه دادند و گوسفندي به عنوان عقیقه ذبح کردند.امام هادي تمام دستورات و مستحبات اسلامی را که حق فرزند بر پدرش است به جا آوردند.

مادر حضرت

مادر بزرگوار حضرت پاکترین، پارساترین، پاکدامن ترین و والاترین بانوی زمان خود بودند و راویان، ایشان را از بانوان عارفه و صالحه برشمرده اند. نام مادر امام را حُدَیث یا حدیثه گفته اند. برخی منابع مهم نام وی را حدیث یا سلیل که ممکن است لقب او باشد، ذکر کرده اند. در تعلیقه کتاب «کمال الدین» شیخ صدوق چنین آمده است: المشهور اسمها حُدَیث مصغراً أو سلیل.[۱۰]

همسر و فرزند

  • همسر
نوشتار اصلی: مادر امام زمان (عج)

طبق نقل مشهور،امام عسکری(ع) همسری اختیار نکرد و نسل وی تنها از طریق کنیزی ادامه یافت که مادر حضرت مهدی(ع) است. اما بنابر نقل شیخ صدوق و شهید ثانی مادر امام زمان(ع) کنیز نبود و به تزویج امام عسکری(ع) در آمده بود.

منابع، نام مادر امام مهدی(ع) را متعدد و مختلف ذکر کرده‌اند. در منابع آمده است امام حسن عسکری(ع) خادمان و کنیزان متعدد رومی و صقلایی و ترک داشت  و شاید این اختلاف در نام مادر امام زمان، از سویی به سبب تعدد کنیزان و از سوی دیگر به منظور پنهان نگاه‌داشتن تولد امام مهدی(ع) بوده است.

در کنار نام نرجس که در طی قرون پسین بیشتر به عنوان مادر امام زمان(ع) برای شیعیان شناخته شده، مشهورترین نامی که در منابع دیده می‌شود صقیل است.

از دیگر نام‌های ذکر شده می‌توان به سوسن،  ریحانه و مریم اشاره کرد.

  • فرزند

بر اساس غالب منابع شیعه و سنی، تنها فرزند آن حضرت، امام زمان(ع) مسمّا به محمد است.  از آنجا که امام عسکری(ع) پدر امام مهدی(ع) است  همواره این چهره از شخصیت امام عسکری(ع) برای شیعیان شاخص و پررنگ بوده است. بنابر آنچه نزد امامیه مشهور است، تولد امام مهدی(ع) در نیمه شعبان سال ۲۵۵ق واقع شد، اما تاریخ‌های دیگر نیز درباره تولد آن حضرت در سالهای ۲۵۶ و ۲۵۴ق آمده است.

درباره فرزندان حضرت، اقوال دیگری هم وجود دارد. برخی او را دارای ۳ پسر و ۳ دختر شمرده‌اند.  خصیبی افزون بر امام مهدی(ع) از دو دختر به نام‌های فاطمه و دلاله نام برده  و ابن ابی الثلج افزون بر آن امام، پسری به نام موسی و دو دختر به نام‌های فاطمه و عایشه (یا ام موسی) را برشمرده است، اما در برخی کتب انساب، نام‌های ذکر شده، خواهران و برادران امام حسن عسکری هستند که شاید با فرزندان او خلط شده‌اند. به عکس، برخی از عالمان اهل سنت چون ابن جریر طبری، یحیی بن صاعد و ابن حزم معتقد بودند که آن حضرت اصلاً فرزندی نداشته است.

کنیه،القاب و شمایل حضرت

کنیه امام

امام هادی فرزند بزرگوار خود را به «أبومحمد» [۱۱] که نام امام منتظر، محمدالمهدی، بزرگ مصلح بشریت و موعود امت های روی زمین و مستضعفان جهان است مکنی ساختند.

القاب امام

القاب حضرت آینه ی صفات برجسته و گرایشهای والای ایشان است، این القاب عبارتند از:

  1. خالص :ایشان از هر آلایش و پلیدی پاک بودند.[۱۲]
  2. هادی:ایشان نماد هدایت و نشانه ی راهیابی و حرکت در صراط مستقیم برای عالمیان بودند. [۱۳]
  3. عسکری: سامرا یک منطقه ی نظامی به شمار می رفت و امام را به خاطر اقامت در آنجا (یا محله ای از آنجا) «عسکری» لقب دادند. لازم به ذکر است همانطور که مورخان تصریح کرده اند اگر در جایی لقب «عسکری» به تنهایی بکار رود مراد امام حسن عسکری است نه پدرشان. [۱۴]
  4. زکی:ایشان شریف ترین و پاک نهادترین انسان روزگار خود بودند جان و دل خود را پاک کرده در راه اعمال نیک پرورش داده بودند. [۱۵]
  5. خاص:خداوند ایشان را با فضائل و اجابت دعا، ویژه و خاص خود گردانیده بود. [۱۶]
  6. صامت:ایشان خاموش بودند و جز به یاد خدا، تعلیم و حکمت گویی، لب نمی گشودند. [۱۷]
  7. سراج:ایشان چراغی بودند در تیرگی ها و مردم را به صلاح و تقوا راهنمایی می کردند. [۱۸]
  8. تقی:ایشان پرهیزگارترین انسان زمان خود بودند و بیش از هر کس پاسدار احکام دین و متکی به پروردگار به شمار می رفتند. [۱۹]
  9. ابن الرضا عنوانی است که امام جواد و امام عسکری علیهما السّلام هر دو به آن شهرت یافته اند. [۲۰]

شمایل امام

احمد بن عبیدالله بن خاقان، خصوصیات ظاهری و رخسار حضرت را چنین توصیف می کند: «امام گندمگون، درشت چشم، نیکوقامت، خوبروی و خوش اندام بود و هیبت و جلالی تمام داشت» [۲۱]

همچنین گروهی رخسار امام را گندمگون مایل به سپید دانسته اند.[۲۲]

دوران امامت حضرت

با شهادت امام هادی علیه السّلام در سال 254 و به تنصیص آن حضرت، فرزندش امام عسکری علیه السّلام به سمت امامت شیعیان اثنی عشری منصوب گردید. روایاتی که در وصیت و تنصیص امام هادی علیه السّلام درباره امامت فرزندش وارد شده، در بسیاری از کتب حدیث و تاریخ شیعه، فراوان به چشم می خورد.[۲۳].امام هادی (علیه السلام) در وصف فرزند خویش می فرمایند:«فرزندم ابومحمد اصیل ترین چهره ی خاندان نبوی و استوارترین حجت است. او بزرگ فرزندانم و جانشین من است و امامت و احکام آن به سوی او بازمی گردد»[۲۴]

انشعاب های امامت بعد از شهادت امام هادی (علیه اسلام)

با توجه به این وصیت و تنصیص امام هادی علیه السّلام، که از نظر شیعیان نشانه صحت امامت امام بعدی است، آنان امام حسن عسکری علیه السّلام را به امامت پذیرفتند. یکپارچگی شیعیان، به جز شماری اندک، خود دلیلی بر مقبولیت این امر در جامعه شیعه در آن روزگار است.امّا عده ای دچار انحراف شدند:

  1. عده ای به امامت محمد بن علی هادی(سید محمد) (که در زمان حیات پدرش امام هادی علیه السّلام وفات کرد) گرویدند.
  2. تعداد انگشت شماری جعفر بن علی الهادی را امام خود دانستند.پیروان جعفر بن علی «جعفریه خلّص» لقب یافتند.[۲۵]

مسعودی، شیعه را از پیروان امام عسکری و فرزندش می داند که این فرقه در تاریخ به «قطعیّه» معروف شده اند. [۲۶] عنوان قطعیه اشاره به گروهی است که نوعا نه به مهدویت امام رحلت کرده بلکه بر رحلت امام پیشین قطع کرده و امامت امام بعدی را پذیرفته اند.

خلفای معاصر با امام

  1. متوکل (232 تا 246)
  2. منتصر (246 تا 248)
  3. مستعین (248 تا 252 )
  4. معتز (252 تا 255)
  5. مهتدی (255 تا 256)
  6. معتمد (256 تا 279)

    شهادت امام حسن عسکری (علیه اسلام)

    سوابق بازداشت و خطرى كه همواره از طرف دستگاه حاكم متوجه جان حضرتش بود و اين كه حضرت يك شخصيت مخالف سياسى به حساب مى‌ آمد و نيز رحلت آن حضرت‌ در سنين جوانى، همگى دلیل شهادت آن حضرت می باشد.آن حضرت در هشتم ربیع الاول سال 260 هجری توسط سمی که از طرف معتمد خلیفه عباسی به زور به ایشان خورانده شد به شهادت رسیدند.

    امام حسن عسکری – علیه السلام – را نزد طاغوت عباسی «معتمد» آوردند. او که از احترام جمیع طبقات مردم به امام و مقدم داشتن ایشان بر تمام علویان و عباسیان به تنگ آمده بود و از شنیدن فضائل حضرت مالامال از کینه شده بود، تصمیم گرفت ایشان را به شهادت برساند. لذا زهری کشنده به امام خوراند که بر اثر آن، بدن حضرت رنجه گشت و ایشان بستری شدند، اما با همه درد و آلام جسمانی صبورانه کار خود را به خداوند واگذار کردند.[۳۷]

    از آنجا كه امام يك چهره كاملا شناخته شده در سامرا بود، هنگام رحلتش هاله‌اى از غم و بهت‌زدگى فضاى سامرا را فرا گرفت. احمد بن عبيد الله در روايتى كه قسمتى از آن پيش از اين ارائه شد، اين صحنه را چنين وصف كرده: وقتى امام عسكرى عليه السّلام رحلت كرد، صداى شيون و فرياد همه جا را فرا گرفت. مردم فرياد مى‌زدند: ابن الرضا رحلت كرد. آنگاه براى تدفين آماده شدند، بازار به حال تعطيل درآمد. پدر من (وزير معتمد عباسى)، بنى هاشم، شخصيتهاى نظامى و قضايى و منشيان و مردم به سوى جنازه هجوم آوردند، آن روز در سامرا قيامتى برپا بود.[۳۸]

پانویس

  1. پرش به بالا↑ مسار الشیعة، ص 30
  2. پرش به بالا↑ اعلام الوری، ص 367
  3. پرش به بالا↑ مصباح کفعمی، ص 530
  4. پرش به بالا↑ تاریخ بغداد، ج 12، ص 57
  5. پرش به بالا↑ کافی، ج 1، ص 503
  6. پرش به بالا↑ وفیات الاعیان، ج 2، ص 94؛ الائمة الاثنی عشر، ابن طولون، ص 113
  7. پرش به بالا↑ مروج الذهب، ص 4، ص 112
  8. پرش به بالا↑ اخبار الدول، ص 117 . بحر الانساب، ص 2. تحفۀالامام، ص 86 و علل الشرایع
  9. پرش به بالا↑ جواهر الاحکام، کتاب الحج.
  10. پرش به بالا↑ کمال الدین، شیخ صدوق، ص3٠٧
  11. پرش به بالا↑ اخبار الدول، ص 117 . بحرالانساب، ص 2. تحفۀالانام، ص 86 و النجوم الزاهرة، ج 3، ص 32
  12. پرش به بالا↑ اخبار الدول، ص 117 و بحرالانساب، ص 2
  13. پرش به بالا↑ بحرالانساب، ص 2
  14. پرش به بالا↑ بحرالانساب، ص 2
  15. پرش به بالا↑ تحفۀالانام، ص 87 . بحار، ج 50 ، ص 236 (و در اخبارالدول و کتب دیگر، الخالص آمده است).
  16. پرش به بالا↑ تحفۀالانام، ص 8
  17. پرش به بالا↑ تحفۀالانام، ص 8
  18. پرش به بالا↑ جوهرة الکلام، ص 1
  19. پرش به بالا↑ سفینۀالبحار، ج 1، ص 259
  20. پرش به بالا↑ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 421؛ بحار الانوار، ج 50، ص 236؛ نور الابصار، ص 166
  21. پرش به بالا↑ بحارالانوار، ج 50 ، ص 3
  22. پرش به بالا↑ بحار، ج 50 ، ص 238 و اخبار الدول، ص 1
  23. پرش به بالا↑ الغیبه، طوسی، ص 120- 122؛ کشف الغمّه، ج 2، صص 404- 407؛ الارشاد، ص 335؛ روضه الواعظین، ص 247؛ بحار الانوار، ج 50، صص 239- 246
  24. پرش به بالا↑ اعیان الشیعه، ج 4، ق 3، ص 2
  25. پرش به بالا↑ المقالات و الفرق، ص 101
  26. پرش به بالا↑ مروج الذهب، ج 4، ص 112
  27. پرش به بالا↑ الغیبه، طوسی، ص 129، در بعضی نسخه ها «دار العامه» آمده که گویا منظور همان «دار الخلافه» است.
  28. پرش به بالا↑ الکافی، ج 1، ص 509؛ الارشاد، ص 387؛ اعلام الوری، ص 370؛ کشف الغمه، ج 2، ص 425؛ الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 444؛ الصراط المستقیم، ج 2، ص 208
  29. پرش به بالا↑ الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 439؛ الصراط المستقیم، ج 1، ص 207
  30. پرش به بالا↑ بحار الانوار، ج 50، ص 325؛ الکافی، ج 1، ص 505؛ الغیبه، طوسی، صص 131- 132؛ کمال الدین، ج 1، ص 40- 41؛ اعلام الوری، صص 357- 359؛ الارشاد، ص 338- 340؛ کشف الغمه، ج 1، ص 407
  31. پرش به بالا↑ بحار الانوار، ج 50، صص 3121- 313 از مهج الدعوات ابن طاووس.
  32. پرش به بالا↑ الارشاد، ص 334؛ کشف الغمه، ج 2، ص 414؛ روضه الواعظین، ص 248
  33. پرش به بالا↑ نور الابصار، ص 168؛ الفصول المهمه، ص 286؛ الکافی، ج 1، ص 512
  34. پرش به بالا↑ المنتظم، ج 12، ص 83 (حوادث سال 255)
  35. پرش به بالا↑ بحار الانوار، ج 50، ص 313 از مهج الدعوات، ص 343؛ الغیبه، طوسی، ص 123
  36. پرش به بالا↑ الارشاد، ص 342؛ الکافی، ج 1، ص 508؛ کشف الغمه، ج 2، ص 412
  37. پرش به بالا↑ الارشاد، ص 383
  38. پرش به بالا↑ كمال الدين، ج 1، ص 43؛ نور الابصار، ص 168؛ الغيبه، طوسى، ص 132
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

3 × 4 =

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - طراحی شده توسط پارس تمز